تبليغاتX
سلم لمن سالمکم خامنه ای


www.mojahedan.blogfa.com
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و ششم مرداد 1389ساعت 5:37 توسط خادم المجاهدین |

باسمه تعالی

سلام

بلیط تهیه شد.

رفت: سه شنبه ـ 16شهریور ـ ساعت 17:15 ـ قطار لوکس چهار نفره

برگشت: جمعه (عید سعید فطر) ـ 19شهریور ـ ساعت  18:20 ـ قطار سیمرغ

برداران: ح.امامی ـ م.عباسی ـ م.نعمتی ـ ا.امامی ـ س.کریمی ـ ج.حیدری ـ و.قیومی ـ ع.هاشمی ـ ا.شکوری ـ م.عشقی ـ ش.ناطقی ـ ه.گلی ـ ا.طباطبایی ـ ح.فیضیان ـ ص.میرزایی ـ ع.زندی ـ ع.دانش ـ ج.علیپور ـ م.نیساری ـ ع.موحدی ـ ح.بخشی پور ـ س.حاجی پور ـ س.نظری ـ ا.مرندی

خواهران: ز.ط ـ ر.ط ـ ز.م ـ ز.ر ـ ز.ن ـ ف.گ ـ ف.م ـ ز.ح ـ م.ج ـ ب.ک ـ ع.م ـ ز.ه

رابطین: ا.مرندی ـ ح.فیضیان / ع.م ـ ز.ه

+ نوشته شده در شنبه بیست و سوم مرداد 1389ساعت 21:33 توسط خادم المجاهدین |

بسم رب المهدي


سلام دوستان

به حمد الهي و به مدد مولا و صاحبمان حضرت ولي عصر ارواحنا فداه ، گروه جهادي شهيد رجايي اردوي خود را سرشار از آموخته ها و تجربه ها به انجام رسانيد.


يادمان نرفته روزهايي را كه مسئولين اردو با اهتمام حداكثري و استراحت حداقلي سعي در هرچه بهتر برگزار كردن اردو داشتند . روزهايي كه ارگان هاي مختلف پس از و عده و وعيد هاي رنگارنگ در هنگام عمل پشت گروه را خالي ميكردند و از ديوار توجيهات بالا مي رفتند .


در آن هنگام  تكيه گاه صديق اين  اردو نه بودجه و استمداد هاي مالي بلكه عنايت و مرحمت مولايمان به دستان خالي و قلوب اميدوارمان بود ... به  داشته ها و نداشته هايمان

نداشته هايي چون    حمايت ارگان هاي عظيم ، بودجه كثير و كافي و از اين قبيل ..

و داشته هايي كه هركدام سرماييه اي بودند تمام نشدني از خزينه بي خزان نگاه مهربان مولا كه پس از اتمام اردو نه تنها تمام نشد كه بر زيبايي اش افزوده گشت


داشته هايي چون

قلوب معطوف به نقطه عطف عالم هستي مولايمان صاحب الزمان

پيوند ودي قلوب مومنين و دوستي هاي صادقانه

نگاهي اميدوارانه به نعمت سراي الهي

و همتي مضاعف و كار و تلاشي مضاعف

و... كه حلاوتشان در كراهت اين صفحات مجازي شايد نگنجد . حلاوتي كه همه شما طعم شيرينش را چشيديد و با ديدگان خود ديديد و با دل هاي پاكتان حس كرديد...


آن زمان كه گروه تا مرز كنسلي پيش رفت اما باز ايستاد و مصرانه و اينبار  استوارتر به طريق پر مخاطره خويش ادامه داد و سوار بر زورق عنايت الهي در درياي طوفاني شكستها به ساحل و سرانجام توفيق ها رسيد...

آن زمان كه با حداقل دارايي توانستيد خنده هايي بي بديل را بر لب كودكان محروم بنشانيد...

آن زمان كه نگاه مستقيم مولايتان را در ضيافت نجواي كميل در شب نيمه شعبان حس كرديد

اين غنيمت است...

اين اتحاد قلوب غنيمت است...

نبودن حتي يك نگاه ناپاك در طول دو هفته اردو غنيمت است!!

عدم اختلاط و ارتباط خواهران و برادران كه اينك نقل مجالس زمينيان شده غنيمت است!!!

نبود مجالس تناول گوشت برادران مرده مومنين در اين اردو غنيمت است !!!

آواي انتظار پس هر نمازتان غنيمت است!!!

هم خواني سرود مناجات شعبانيه در حسينيه شهيد همت غنيمت است!!!

...

و بسيار از اين قبيل كه دل را به شوق بازگشت آن ايام بي تاب ميكند

مگر نه اين چنين است كه حضور مولايتان را در اين جهاد شيرين با شهد اخلاص حس كرديد؟؟

بدانيد كه محسنات اين اردو بر قليل تكلمات مبهم فزوني ميكند...

بياييد سرود الحمدالله هدانا لهذا را در قدرداني از حضور و بود در اين محفل آسماني سر دهيم و نواي انتظار را تا ظهورش زمزمه كنيم ...

                                                                                  اللهم عجل...

***


آي عاشقا بشارت..

داريم ميريم زيارت ....

شود روزي كه در سجده بگويم... رسيدم پابوس امام رضا..... الحمدلله...؟؟


يابن الحسن

من حاجتم شكفتن لبخند توست...

+ نوشته شده در چهارشنبه بیستم مرداد 1389ساعت 13:10 توسط جهادگر 1 |

بسم رب الشهداء والصدیقین

عبد اللَّه بن سنان گويد: امام صادق عليه السّلام فرمود: رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله در خطبه خود فرمودند:

اينك شما را از بهترين ملكات و صفات دنيا و آخرت مطلع سازم و آنها عبارتند از:

عفو و گذشت در برابر كسى كه به شما ظلم مى‏كند،

و رفت و آمد با كسى كه با شما قطع رابطه كرده،

و احسان به كسى كه به شما بدى نموده،

و بخشش به كسى كه شما را محروم ساخته است.

                        (ايمان و كفر-ترجمه الإيمان و الكفر بحار الانوار، ج‏2، ص: 298)

چه زود فراموش کرده ام روزهای پیش از آغاز اردو را، که چگونه برای اعزام لحظه شماری می کردم.  در بین همسنگرانم می شناسم مجاهدینی را که از هفته های گذشته سیر تسویه ی قلوب را جهت حضوری هر چه معنوی تر در این حرکت در پیش گرفته بودند. با چهل نماز شب و چهل زیارت عاشورا و چهل دعای عهد و ... به استقبال یکم مرداد آمده بودند؛ بلکه ظرف وجودشان عمیق تر و توشه ی پایان اردویشان غنی تر شود.

و من در این میانه با پیاله ای رفتم و سرشار از تهی بازگشتم...

ای کاش آن قدر روحم سبک بود تا سنگینی جسمم مانعم نبود. ای کاش "امید" را همراه خود نبرده بودم تا بخشی از این فرصت کمیاب را صرف خواب و خوراک او نمی کردم. ای کاش "من" ِ شیطانی خویش را به همراه نبرده بودم تا ناملایمات روزگار به هدف نمی رسید، تا ناخرسندی های نفسانی را به دوش نمی کشیدم، تا ناخشنودی ها مانعی از انجام تکلیفم نمی شد.

تنها علت تهی ماندن کوله بارم، همراه بردن "امید" بود. سوگند به پروردگار که دیگر پیش از جهاد با "امید"، با "امید" به جهاد نخواهم رفت.

"... ابليس ملعون گفت قسم به عزت تو دست از گمراه كردن بر ندارم و فرزند آدم را به سوى گناه بخوانم تا روح در بدن اوست!"

(ارشاد القلوب-ترجمه طباطبايى، ص: 182)

و من چه ساده انگارانه با حضور میان مجاهدین خود را از وسوسه ی ابلیس دور انگاشتم. غافل از آن که در عنفوان جهاد و مجاهدت ابلیس ملعون مصمم تر است.

من که هیچ؛ از ابتدا اشتباهی بودم! اما در عجبم از تلاش ابلیس برای مجروح کردن اجر والای مجاهدانی که سربلند از این کارزار بیرون آمده اند. هنوز ابلیس مأیوس نشده! پس شما را به روح رجایی بزرگ سوگند! مانند من ِ ضعیف النفس تسلیم ابلیس نشوید و این توشه ی ارزشمند را به بهایی چنین اندک نفروشید.

*

*

*

اردوی مشهد هم که فعلا به حد نصاب نرسیده؛ ولی عجله ای نیست!

صبر می کنیم تا زمانی که همه با هم، یکدل و مصمم، به پابوس مولا برویم. 

+ نوشته شده در سه شنبه نوزدهم مرداد 1389ساعت 9:40 توسط خادم المجاهدین |

باسمه تعالی

و بذکر ولیه الاعظم

هر چند حال و روز زمین و زمان بد است             یک قطعه از بهشت در آغوش مشهد است

با عرض سلام و خداقوت حضور جهادگران گرامی!

گروه جهادی شهید رجایی در نظر دارد جهت تداوم حرکت جهادی خود و استحکام روابط درون گروهی، مقدمات سفر زیارتی مشهد مقدس را فراهم آورد.

لذا در این رابطه مواردی به استحضار می رسد:

1. تاریخ پیش بینی شده:

رفت: چهارشنبه ، 17 شهریورماه 1389 (عصر)

برگشت: شنبه ، 20 شهریورماه 1389 (عصر)

2. هر چند اولویت با مجاهدینی است که در اردوی لرستان حضور داشته اند، اما بزرگوارانی که در فراهم نمودن مقدمات سفر کمک نموده اما به دلایل موجه و غیر قابل پیش بینی از حضور در این اردو بازمانده اند هم در لیست ذخیره قرار خواهند گرفت.

3. این سفر به صورت غیر رسمی انجام خواهد پذیرفت؛ بدون حکم مأموریت و پشتیبانی رسمی ارگان خاصی!

4. قسمت عمده ی هزینه ی این سفر توسط گروه شهید رجایی و بخش باقیمانده نیز توسط جهادگران تأمین خواهد شد. البته افرادی که در اردوی لرستان (به هر دلیلی) حضور نداشته اند می بایست کل هزینه ی سفر خود را بپردازند.

5. از آن جایی که مقدمات سفر در حال آماده سازی است، نیاز فوری به تهیه ی لیست دقیق اسامی جهت خرید بلیط می باشد. لذا خواهشمند است خواهران و برادران گرامی هر چه سریع تر (حداکثر تا فردا، سه شنبه ساعت 8 صبح) با اطلاع رسانی به دیگر مجاهدین در تهیه ی لیست داوطلبین همکاری نمایند.

----------------------------------------------------

* هر گونه سوالی به صورت مجازی از طریق همین وبلاگ و در صورت نیاز به صورت تلفنی پاسخ داده خواهد شد.

* افرادی که بلیط به نام آنها صادر شود و به هر دلیلی از حضور در این سفر منصرف شوند می بایست هزینه ی بلیط صادره را بپردازند.

* تاریخ اعلام شده در صورتی به قطعیت خواهد رسید که بلیط به تعداد کافی تأمین شود، در غیر این صورت تاریخ سفر جا به جا خواهد شد. لذا بزرگوارانی که این در زمینه توضیحاتی دارند لطفا پیش از صدور بلیط شرایط خود را اعلام نمایند.

* با توجه به بودجه ی در نظر گرفته شده احتمالا مبلغ 30000 تومان از هزینه ی سفر می بایست توسط جهادگران تأمین شود. البته مبلغ دقیق تر پس از تهیه ی بلیط اعلام خواهد شد.


و آخر دعوانا ان الحمد لله رب العالمین


توضیح: مبلغ اشاره شده در متن (30000 تومان) در بدترین شرایط به وقوع خواهد پیوست. سعی ما بر این است تا این سفر برای مجاهدین رایگان باشد.

بعد نوشت: در صورتی که تعداد داوطلبین هر کدام از دو گروه خواهران و برادران به حد نصاب برسد (حداقل 70%) مقدمات این سفر پیگیری خواهد شد!!

+ نوشته شده در دوشنبه هجدهم مرداد 1389ساعت 12:19 توسط خادم المجاهدین |

بسم رب المهدي

به پايان آمد اين اردو اما ولي همچنان .... ادامه دارد اين طريق عشق....

ديشب بعد از اينكه از دوستان خداحافظي كردم و  با كوله بارم اومدم خونه بغض سردي توي  گلوم نشست . شايد دلم هواي گعده هاي شبانه رو كرده بود يا اون شبايي رو كه با رفقا تا صبح بيدار بوديم و  به همديگه هديه نقدي ميداديم...

دلم طاقت نياوورد. نشستم عكسها رو دوباره نگاه كردم .. اما بازم آروم نشدم .. دوست داشتم زنگ بزنم به بچه ها و ببينم اونا در چه حالن.. اما ساعت 2 و نيم شب بود و شايد همه خواب بودند... اما مطمئنا عذاب وجدان داشت نماز شب ميخوند و هاي هاي گريه ميكرد... نميدونم به دلم افتاد بيام تو وب و يه چيزي بنويسم شايد كه خالي شم اما دستم به قلم هم نرفت .

تصميم گرفتم مدت باقي مونده رو تا صبح احيا كنم ... به ياد احياهايي كه با مغبچه داشتيم...

ولي ... عطار هفت شهر عشق را گشت و ما هنوز اندر خم يك كوچه ايم...

نتونستم

خوابم برد

 خواب برد رو ديدم كه همه ورقها داشت ازش كنده ميشد اونقدر  ترسيدم كه از خواب پريدم.. ترجيح دادم نخوابم تا ديگه  ازين كابوس ها نبينم ... صبح شد ... اما نه خبري از گعده بود نه خبري از خاله ها..

                                         ***

يك روز گذشت ...

مطمئنم شما هم مثل من دلتون براي حال و هواي عرفاني وامام زماني اردو تنگ شده ..  برا آل يس ها  براي مناجات ها

براي جلسات آموزشي!!!

براي شبي با شهدا...

براي كلاساي درستون با بچه هاي روستا حتي سراب سقا

براي خنده ها و گريه ها...

براي آقا..... براي آقا ... براي آقا.....

حضورشون رو حس كردين؟؟؟؟؟؟؟

...........................

يابن الحسن

من حاجتم شكفتن لبخند توست.........

+ نوشته شده در یکشنبه هفدهم مرداد 1389ساعت 1:34 توسط جهادگر 1 |

باسمه تعالی

و بذکر ولیه الاعظم

اردوی لرستان گروه جهادی شهید رجایی به حمدلله به سلامت، و ان شاءالله به سعادت، به پایان رسید. و اینک جز خاطره ها و تجربیات تلخ و شیرین و شاید توشه ای اخروی یادگاری برایمان نخواهد ماند.

اگر نبود راهبری رهبرمان که "رضای خداوند در مواجهه ی مجاهد با دشواری هاست..." شاید سرنوشت اردوی ما هم جور دیگری رقم می خورد؛ اما مجاهدین ثابت کردند که "در عشق جگردارتر از صد مردند".

"هرکه در این بزم مقرب تر است                  جام بلا بیشترش می دهند"

باورم این است که جهاد هم مانند زیارت مکه و مدینه و کربلا و ... نیازمند مقدماتی است، از جمله قسمت و دعوت!

"مدعی خواست که آید به تماشاگه راز        دست غیب آمد و بر سینه ی نامحرم زد"

و البته در این میان گاهی نیز به امثال من ِ ناخوانده هم فرصتی می دهند، در هیاهوی عصر ثانیه و آهن  و در کشاکش ابتلائات؛ تا شاهد ایثار مجاهدین باشم؛ بلکه انکارشان برایم نا ممکن شود.

***

گفتنی ها و نوشتنی های زیادی دارم. از جمله بیان مسائل و مشکلات بی شماری که از اولین لحظات تا کنون با ما دست به گریبان بوده و هستند. تصمیم داشتم پس از پایان اردو و به تفکیک به تحلیل این مسائل بپردازم، تا شاید مورد استفاده ی خادم اردوی بعدی واقع شود، همان گونه که تجربیات دیگران هم در این اردو برایمان بسیار مفید فایده بود؛ اما فعلا که منصرف شده ام... باشد به وقت خود.

آموزه های فراوانی هم آموخته ام که ماندنی ترین آنان شهود حضور دوست "اقرب من حبل الورید" است.

آموختم که جز در توکل به پروردگار و توسل به ائمه ی اطهار گشایشی نیست.

آموختم که صبر کیمیایی است که ما را از غیر خدا بی نیاز می کند.

آموختم که امید در ناامیدی از غیر است.

آموختم که بلندترین فریادها در سکوت است.

آموختم که سربلندی در سر به زیری است.

آموختم که ...

.

.

.

+ نوشته شده در شنبه شانزدهم مرداد 1389ساعت 16:3 توسط خادم المجاهدین |

بسم رب المهدي

آخرين جلسه توجيهي خواهران

روز چهارشنبه 29 تير

مكان : مسجد شفا

ساعت 1 الي 6 بعد از ظهر

 

پ .ن : با سلام به همه ي دوستان جهادگر عزيز. خدا قوت !

با توجه به لزوم هماهنگي فعاليت هاي آموزشي هريك از اعضا با گروه و همچنين اتمام پيش اقدامات فرهنگي لازم ، حضور همه ي اعضا تو اين جلسه ضرورت داره

.

انشالله در اين جلسه كه به صورت فشرده برگزار خواهد شد برنامه ي روزانه گروه خدمت دوستان ارئه مي شود و تذكراتي هم كه در طول اردو نياز است توسط خانم حميدي بيان ميشود.


جلسه در دفتر بسيج خواهران مسجد شفا برگزار خواهد شد

.

آدرس: میدان بهارستان - خیابان مجاهدین اسلام - رو به روی بیمارستان شفایحیاییان - مسجد شفا

+ نوشته شده در چهارشنبه سی ام تیر 1389ساعت 0:1 توسط جهادگر 1 |

بسم رب المهدي

دوستان سلام. به مدد خدا اولين جلسه مشترك كادر خواهران و برادران در تاريخ 89/4/21 در مسجد شفا ساعت 16-18 برگزار شد.

حاضرين : آقايان شكوري- امامي - عظيمي نژاد و مرندي

از كادر خواهران هم خانم حميدي و معاونت آموزشي و پشتيباني و جانشين فرهنگي حضور داشتند.

قسمت اول : گزارش كار برادران از فعاليت ها تا كنون:

آقاي مرندي : توضيحاتي راجع به تغييراتي كلي در اردو دادند از جمله اين كه تيم پزشكي اعزامي از تهران كنسل شد. و از تيم پزشكي استان لرستان استفاده خواهند كرد.

حركت به سمت لرستان روز جمعه از مسجد شفا مي باشد.

و در پي جلساتي كه با مسئولين آستان قدس رضوي داشتند قول مساعدت هايي در زمينه اهداي اقلام فرهنگي گرفتند . و هم چنين سازمان ملي جوانان ،انتشارات سوره مهر و نشر شاهد از جمله مراكزي بودند كه به ما قول همكاري در زمينه فراهم كردن اقلام فرهنگي دادند.

طبق گفته هاي ايشان يك سري برنامه هاي مشترك از جمله افتتاحيه در شب نيمه شعبان ، يادواره شهدا در سالگرد عمليات والفجر ، نماز جماعت ، اختتاميه در تاريخ 5/14 و روز اهداي خون در تاريخ 5/9 بين خواهران و برادران برگزار خواهد شد.

و البته دست خواهران براي اجراي برنامه هاي فرهنگي درون گروهي باز است.

ارائه يك تقويم اجرايي روزانه كه به صورت ساعت به ساعت مدون شده بود ،هم باعث خوشحالي شد. كه البته از خواهران هم خواسته شد همچين برنامه اي رو به برادران ارائه دهند.

سيستم ارزشيابي نوجوانان هم يكي از برنامه هاي قابل توجه گروه برادران است.

ايشون توضيحاتي راجع به منطقه نيز دادند:

روستاي دارماهي - با 50 خانوار داراي جمعيت 200 نفر - و امكاناتي چون مدرسه نيم ساخت- مسجد و خانه عالم

روستاي سراب چنار با 150-200 خانوار داراي جعيت حدودا 1000 نفر با امكاناتي قبيل مسجد- مدرسه شبانه روزي - خانه بهداشت و مدرسه ابتدايي

روستاي سراب سقا با 70 خانوار داراي جعيت 400 نفر با امكانات دو مسجد و يك مدرسه

روستاي چمتكله با 70 خانوار

آقاي شكوري هم در بحث فرهنگي توضيحاتي رو دادند:

برگزاري نماز جماعت و بحث پيشنهادي در بين الطلوعين كه اين موضوع را خواهران هم ميتوانند پيشنهاد دهند.

برگزاري ادعيه در سطح روستاها توسط نيرو هاي موجود

برگزاري جشن نيمه شعبان و همچنين احياي شب نيمه شعبان در صورت تمايل خواهران

ايشون دست خواهران را براي كار فرهنگي در روز عيد باز گذاشتند و قرار شد جشن تكليف رو با سخنان خودشون پربارتر كنند.

تشكيل كانون هاي قرآني توسط خواهران يكي از پيشنهادات حاج آقاي شكوري به كادر خواهران بود.هم چنين ايشان بر ارائه سيره عملي شهدا توسط مربيان فرهنگي در كلاس ها تاكيد فراوان كردند كه خوب كتاب هايي رو هم در اين زمينه در اختيار گروه قرار خواهند داد.

پس از صحبت هاي آقاي شكوري مسئول آموزش خواهران و برادران توضيح مختصري از فعاليت هاي خود دادند.

البته بايد بگم جلسه به همين سادگي اين چند سطر نبود..!

روز جمعه انشا الله گروه در منطقه مستقر ميشه . بنا به صلاح ديد مسئولين روزجمعه و شنبه ،گروه جلساتي رو براي توضيحات نهايي در منطقه خواهد داشت كه البته در اين جلسه نحوه پر كردن گزارش كار توسط آقاي مرندي ارائه خواهد شد.


راستي 5 روز ديگه تا عروج باقي مونده ها!!

آماده ايم ؟؟ با شهدا تجديد پيمان كرده ايم ؟؟


يابن الحسن ...

من حاجتم شكفتن لبخند توست..

التماس دعا

+ نوشته شده در یکشنبه بیست و هفتم تیر 1389ساعت 1:24 توسط جهادگر 1 |

بسم رب المهدي


             

دلاي دشمنامون امسال چقدر ميسوزه

تولد حسين (ع) و خامنه اي يه روزه

         


ادامه مطلب
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و چهارم تیر 1389ساعت 8:53 توسط جهادگر 1 |